چنين است‌، ولي سالرنو پله‌ٴ اولي بود در تكاملي طولاني كه به پيدايش پاستور منجر شد؛ و مساعي ناچيز نخستين نويسندگان لاتيني در زمينه‌ٴ موسيقي وزني نخستين مراحل تكامل‌ ديگري در غرب مسيحيت بود كه عاقبت بتهوون را به وجود آورد!
 جنبه‌هاي ديگر فعاليت غربي بالنسبه غيرمهم است‌، ولي بايد توجه داشت كه بيداري‌ تدريجي اروپا منحصر به يك مركز نبود؛ بلكه چند نقطه را دربر مي‌گرفت‌. نوتكرسن گالي‌ سويسي بود؛ راگيمبولد اهل كلني‌، وثيتمار مرسبورگي آلماني بود؛ برنلينوس پاريسي‌، اموان‌ فلوري‌، آدمار شابانه‌اي‌، دودون سن كوانتني و رائول گلابر كلوني فرانسوي بودند؛ اوليور مالمسبري و بيرتفرث رمزي انگليسي بودند؛ آدلبولد اوترختي و رادولف ليژي به ممالك سفلا تعلق داشتند. بايد توجه داشت كه در هر كشور چندين مركز وجود داشت‌. عملاً، هر صومعه‌ٴ مسيحي و هر مدرسه‌ٴ كليسايي يك مركز فرهنگي بود، ولي هيچ‌كدام اعتبار مراكز اسلامي را نداشت -- بغداد، غزنه‌، قاهره‌، قرطبه‌. به زودي سالرنو اهميت بيشتري يافت‌، ولي تا پيدايش‌ قديم‌ترين دانشگاه‌هاي قرون وسطي در يك قرن بعد، عملاً يگانه مركز مهم علمي در قلمرو مسيحيت بود.
قبلاً به سكون موقتي در رشد ژاپن اشاره‌اي كردم‌. برعكس آن‌، سلسله‌ٴ سونگ در چين عصر طلايي تازه‌اي را آغاز كرد. تعدادي از فضلاي برجسته‌ٴ چين را نام بردم -- وانگ‌چئين - جو، پي‌شنگ‌، توپئينگ‌، وانگ‌وئي - ته‌، چئن پئنگ نين‌، سونگ چئي‌، تينگ تو. انعكاس‌ پيروزي‌هاي عصر سونگ اندكي بعد در ژاپن محسوس خواهد شد و دوران جديدي از فعاليت‌هاي خارق‌العاده را به وجود خواهد آورد. بهترين دليل اين كه ژاپن هنوز به كمال بلوغ‌ نرسيده بود، از اين وابستگي ظريف به انگيزه‌هاي چيني به دست مي‌آيد.
حال اگر موضوعات جداگانه را مورد ملاحظه قرار دهم‌، بايد در كمال اختصار بگويم كه‌ مهم‌ترين موفقيت‌هاي اين دوره در رياضيات پيش‌رفت چشم‌گير هندسه‌، جبر و حساب بود كه‌ منحصراً بر اثر مساعي مسلمين به دست آمد. در نجوم‌، رصدهاي ابن يونس‌، در فيزيك‌ مطالعات ابن هيثم در زمينه‌ٴ نور، شروع موسيقي وزني در اروپاي مسيحي‌، در زمينه‌ٴ فنون اختراع‌ چاپ حروفي به وسيله‌ٴ پي‌شنگ‌، در جغرافيا كشف امريكا، در زمين‌شناسي كارهاي بيروني و ابن سينا، در طب پيدايش سالرنو، رساله‌هاي چشم‌پزشكي عمار و علي بن عيسي‌، مساعي‌ دايرةالمعارفي ابن سينا، در زبان‌شناسي تدوين دستور زبان عبري و سرياني و مساعي فراوان‌ لغت‌نويسان چيني‌. هنوز تعدادي آثار تاريخي و فلسفي را هم مي‌توان بدان‌ها افزود، آثاري كه‌ ارزيابي دقيق آنها دشوار است ولي تا حدود زيادي اعتبار معنوي آن عصر بزرگ‌، يعني عصر بيروني‌، را بالا برده‌اند.